من و تو

چه جوری بیدار شم

1393/2/14 19:51
نویسنده : رها
322 بازدید
اشتراک گذاری

وااااااااای من چی کار کنم 
صبا دیر میرسم سر کار
انگار بیهوش میشم ، مخصوصا وقتی سیام بغلم میکنه  دیگه اصلا نمیتونم پا شم  

هی بهش میگم بغل نکن ن ن ن عصبانی 

وقتی هم من خواستم بغلت کنم نذااااااااااااااااااز  منتظر

اما نمیشه یا اون گوش نمیده یا من نمیخوام 

بهش میگم ساعت و که میپرسم اگه ساعت 8 صبحه بگو 8:30

اگه 7 بگو 8
بهم دروغ بگو
اما اصلااااااااااااااااااا

ساعت و میکشم جلو بازم نمیشه

دیشب تصمیم گرفته بودم امروز و زود بیدار شم
صبح طفلی سیام اومد بغلم کنه بهش گفتم بغلم نکن اما دلم نیومد باز خودم چسبیدم بهش
بعدم هیچی دیگه ... بازم مدرسم دیر شد

خدااااااااایا من چی کار کنم زود بیدارشم یعنی ...... 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (10)

مامان آیسو وآیسا
21 فروردین 93 12:22
رهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا اومدی طرفهای ما
رها
پاسخ
آره عطرا جونم وااای که چه قدرم خوش گذشت یه خونه هست اونجا رو دیوااارش مااار داره یه خونه هست که یکی با سبد نگه داشته خونه و کلا خیلی باحاله سبک خونه های اونجا همینکه آپارتمان نشینی کمه و اکثر خونه ها ویلایی هستن عااالیه فقط به نظرم اونجا زندگی کردن آدمه خودش و میخواد چون به نظرم اومد چشم و هم چشمی اونجا خیلی زیاده و خیلی از دوستانی که من دیدم همه تو خونه هاشون مبلای خوشگل و ماشینه خوشگل داشتن و اما خونشون اجاره بود و خودشون و میکشتن تا به اون یکی بگن ما پولداریم که کلا این شیوه زندگی واسه من یکم نامفهومه ولی در کل همه چی عالی بود و کلی خوردیم و گشتیم و خندیدیم [ماچ
مامان ستاره
21 فروردین 93 12:56
تنها چاره اش اینه که هممدیگه رو بغل نکنین ولی واقعا نمیشه بغل نکرد
رها
پاسخ
آره هاااا فک کنم همدردیما
مامان تینا و رایان
21 فروردین 93 15:56
عید همه رو تنبل کرده ازمن میپرسی چاره اش نی نی دار شدنه یه ونگ میزنه 6 متر از جات میپری ...میگی نه امتحان کن ستاد اغفال کردن خانمهای تنبل ولی خداییش من یه مدت که تینا تعطیل بود به خاطر عید صبح دیر پا میشدم ولی از وقتی مدرسه شروع شد دوباره 6 صبج پا میشم تغذیه مدرسه راش اماده میکنم و چای دم میکنم خلاصه اینکه مامان شی ساعت بدنت هم دقیق میشه
رها
پاسخ
آخ آخ شادی جونم ، همینجوریش همه کارای خونه و کارای سخت و من انجام میدم بعضی وقتا از بچه دار شدن انقد میترسم ، فک میکنم اون موقع تا آخر باید بمونم تو آشپزخونه و هی به بچه برسم هی به شوهری واااااااای
مامان آیسو وآیسا
23 فروردین 93 9:58
رها خونه کی رفتین مثلا مار داره رو خونه کجا بوووووووووووود کی اومده بودی خونه منم رد شدی از کنارش
رها
پاسخ
یکی هست اونجا دو تا زن با هم داره نمیدونم اسم محلش چی بود حالا عکسش و میذارم فردا شب که ببینی کجا ها بودیم ولی در کل عطرا محله هاش خیلی جالبه ، بافت خونه ها و جالب ترینش این بود که دوستمون میگفت هر کی میخواد زن بگیره یه طبقه رو خونش میسازه و اون وقت همه میفهمن که میخواد پسرش و زن بده
مامان آیسو وآیسا
23 فروردین 93 10:03
راستی توضیح بده کامل کجا رفتی چیکار کردی طرفهای ما مردم از فضولی
رها
پاسخ
همه جا رفتیم حالا فردا شب عکس میذارم ببینی ، راستش دقیق یادم نیست اسمای اونجاهار و یکی یه کوهی بود که مسجد داشت بازار لب مرز رفتیم آبشار بود یه جا که نمیدونم آبشار چی چی بود آهااان راستی اسماشم خیلی بد بود به زبون ترکی یکیش ج جت بارون بازرگان کیشمیش تپه رند بام ماکو گره خاک و کلی جا که اسمشون و یادم نیس اما خیلی باحال بود
مامان آیسو وآیسا
23 فروردین 93 11:36
عجب بیکلاسییییییییییییم پس ما
رها
پاسخ
چراااااااا مگه من چی گفتم
مامان آیسو وآیسا
23 فروردین 93 11:38
خصوصی
رها
پاسخ
خب درست تلفظش کنین شاید یکی مثل من پیدا شه و آبرو ریزی کنه راستی عطرا همه عکساتون و دیدم ، خیلی باحال بودن حسابی خوش گذروندینااااا ایشا... که ساله خوبی داشته باشین تا آخر سال
sodabeh
24 فروردین 93 13:21
الهي بگردم عيد مارو تنبل كرد محمد منو بيدار كرده اما پا نميشم ميخوابم به زور منو بلند ميكنه من دلم يه خواب ميخواد بغلت كنه خوبه كه چرا بهش ميگي بغلم نكن اون دلش ميخواد خخخخ
رها
پاسخ
نمیدونم که سودابه جون راستی یادم اومد زدمت تو لیستاماا ببخش دیر شد
مامان آنیسا سعیده
25 فروردین 93 14:30
خوب یکم کمتر فیس تو فیس بشین دیگــــــــــــــــــــــــــــــه
رها
پاسخ
نه بابا کاش فیس میرفتم و نمیخوابیدم کلا ماها عادت کردیم تا 12 شب بیرون باشیم
اسماء♥مامانِ فسقل♥
26 فروردین 93 9:04
ای جونم چه رمانتیک... همه همین طور هستن منو همسری هم همین مشکل رو داریم مخصوصا زمانی من صبح زود کلاس دارم
رها
پاسخ
آخ آخ میدونم چی میگی خیلی بده
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به من و تو می باشد