روزمره گی ها
وااااااااای خدا جونم خوابم میااااااااد دارم میمیرم از بیخوابی این هفته اصلا یه خواب نرمال و راحت و اندازه نداشتم سیام که همش درگیره کاره و شبا دیر میاد خونه منم که بعد از شرکت میرم پیشه سیام تا کمک دستش باشم و همراه اون دیر میام خونه دیشبم داشتیم گوشه اپن خونه و سیمان میزدیم و دیر رفتیم خونه و خوابیدیم ماشا... سیام صب که زنگ زدم بهش سرحاال و شاداب بود _ با اینکه از منم زودتر بیدار شده بود اما من دارم میافتم ناااااا مدارم اصلا کمد دیواریه خونمون و زدن و مونده آشپزخونه بعدشم که کاغذ دیواری وااااااای کی تموم میشه این یک هفته دیشب سیام خیی ناراحت بود _ همش میگفت تنهاییم و کسی نیست که یکم کمکمون کنه و حدا...
نویسنده :
رها
20:02



